رن میهاشی ستاره ی تیم بسکتبال مدرسه راهنمایی اش بود، اما به علت پرتاب توپ ضعیفش، هیچوقت برنده نمی شدند. باخت های مداوم در نهایت به بد رفتاری هم تیمی هایش با او منجر شد و به حدی رسید که هم تیمی هایش دیگر حتی برای پیروز شدن تلاش نمی کردند. این قضیه باعث شد که میهاشی با اعتماد به نفس پایین فارغ التحصیل شود. در نتیجه، میهاشی تصمیم می گیرد تا به مدرسه دبیرستانی در استانی دیگر برود، و در آن بیسبال بازی نکند. از بد شانسی او، در همان لحظه ورودش به دبیرستان نیشیورا، به تیم بیسبال برده می شود تا به عنوان پرتاب کننده توپ اول به تیم بپیوندد.
با این که در ابتدا نمی خواست این کار را کند، میهاشی متوجه می شود که اینجا جاییست که او بعنوان کسی که هست قبول می شود. با کمک توپ گیر تاکایا آبه، او به آرامی اعتماد به نفس بیشتری بدست می آورد. آبه که پتانسیل میهاشی را می بیند، برای خود این هدف را می گذارد که به او کمک کند تا او تبدیل به یک پرتاب کننده شایسته لقب ستاره شود.
انیمه اوفوری از توقعات فراتر ظاهر شد. به طرز بسیار تاثیر گذاری، انیمیشنِ انیمه واقع گرایی را به خوبی به تصویر می کشد، بدون این که به جلوه های ویژه نمایشی اغراق آمیز متوسل شود، در حالی که طراحی شخصیت ها تکامل می یابد تا از چیزی که در ابتدا در میان شخصیت ها غیر قابل تشخیص است به چیزی واضحاً قابل تشخیص تبدیل شود، در حالی که اخلاقیات و خصوصیات شخصیت ها نیز می درخشد. با وجود این که انیمه تمرکز زیادی بر روی موسیقی ندارد، اما اندینگ دوم اثر بسیار خوب است. میهاشی که در ابتدا شخصیتی آزار دهنده به نظر می رسد، با رشد و پردازش شخصیتی، به فردی دوست داشتنی تبدیل می شود، در حالی که دیگر شخصیت ها، از جمله رقیب ها، به راحتی قابل همزاد پنداری اند. انیمه از تمرکز خود روی بسکتبال فراتر می رود و حتی برای کسانی که طرفدار این ژانر نیستند نیز می تواند جذاب باشد. با این وجود، سرعت پیشبرد آرام داستان می تواند برای کسانی که پشت هم آن را می بینند اذیت کننده باشد. انیمه همچنین بصورت نامحسوسی ته مایه های همجنس گرایانه دارد که برای طرفداران یائویی لذتبخش بوده و در عین حال برای دیگران نیز دلپذیر است.
اوفوری با شخصیت های جذاب و روایت گیرا، ارزش تجربه را دارد.